داستانک، زندگی کن
ابتدا به شدت سعی داشتم تا دبیرستان را تمام کنم و دانشکده را شروع کنم، سپس به شدت سعی داشتم تا دانشگاه را تمام کرده و وارد بازار کار شوم، بعد تمام تلاشم این بود که ازدواج کنم و صاحب فرزند شوم، سپس تمام سعی و تلاشم را برای فرزندانم بکار بردم تا آنها را تا حد مناسبی پرورش دهم، سپس می تونستم به کار برگردم، اما برای بازنشستگی تلاش کردم، اما اکنون که در حال مرگ هستم، ناگهان فهمیده ام که فراموش کرده بودم زندگی کنم.
لطفا اجازه ندهید این اتفاق برای شما هم تکرار شود.
قدر دان موقعیت فعلی خود باشید و از هر روز خود لذت ببرید.
برای به دست آوردن پول، سلامتی خود را از دست می دهیم. سپس برای بازیابی مجدد سلامتی مان پول مان را از دست می دهیم.
گونه ای زندگی می کنیم که گویا هرگز نخواهیم مرد و گونه ای می میریم که گویا هرگز زندگی نکرده ایم...

منبع: کتاب زندگی کن!
لطفا اجازه ندهید این اتفاق برای شما هم تکرار شود.
قدر دان موقعیت فعلی خود باشید و از هر روز خود لذت ببرید.
برای به دست آوردن پول، سلامتی خود را از دست می دهیم. سپس برای بازیابی مجدد سلامتی مان پول مان را از دست می دهیم.
گونه ای زندگی می کنیم که گویا هرگز نخواهیم مرد و گونه ای می میریم که گویا هرگز زندگی نکرده ایم...

منبع: کتاب زندگی کن!
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 22:5 توسط مهدی هاشمیان
|
من مهدی هاشمیان متولد 7/3/1346 داری مدرک لیسانس ریاضی از مرکز تربیت معلم شهید دست غیب تهران لیسانس حسابداری از دانشگاه چمران اهواز فوق لیسانس حسابداری از دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات ،مولف کتاب حسابداری شرکت های (1) و اصول حسابرسی (1) با بیش از 25 سال سابقه آموزشی در سطح دانشگاه و موسسات آموزشی و کلاسهای کنکور کاردانی به کارشناسی و کارشناسی ارشد